مطالب آموزشی درمورد مستندساری و فرایندها


برای اطلاع از مطالبی درمورد مستند سازی اینجا کلیک نمایید.


EFQM چیست؟

سرواژه عبارت (European Foundation for Quality Management) يك مدل تعالی و چاچوب کاربردی و غیر تجویزی است که سازمان ها را قادر می سازد: 
1- ارزیابی کنند که در چه نقطه ای از مسیر تعالی(Excellence) قرار دارند، به انها کمک می کند تا نقاط قوت کلیدی و شکاف های بالقوه مرتبط با چشم انداز(Visionو ماموریت(Mission) بیان شده خود را درک کنند.
2- زبان و روش تفکر مشترکی را در مورد سازمان بوجود آورند تا انتقال اثربخش ایده ها در درون و بیرون سازمان را تسهیل کنند.
3- ابتکارات موجود و برنامه ریزی شده را یکپارچه نموده، دوباره کاریها را حذف و شکاف ها را شناسایی کنند.
4- ساختار پایه ای را برای نظام مدیریت زمان فراهم سازند.
همه سازمانها تلاش می کنند تا موفق شوند، برخی شکست می خوردند، برخی دیگر در دوره هایی به موفقیت می رسند اما سرانجام از نظرها محو می شوند و تعداد اندکی نیز به موفقیت پایدار دست یافته و این سازمان ها شایسته تحسین و احترام هستند. مدل تعالی EFQM برای به رسمیت شناختن و ترویج موفقیت پایدار ایجاد شده و رهنمودهایی را برای سازماهایی که به دنبال کسب موفقیت پایدار هستند ارائه می نماید.
مدل EFQMمبتنی بر نه معیار(Criteria) می باشد، پنج معیار توانمند سازها(Enabler) و چهار معیار نتایج(Result) هستند. معیارهای توانمند سازها، آنچه را که یک سازمان انجام می دهد و اینکه چگونه انجام می دهد را پوشش می دهند و معیارهای نتایج آنچه را که سازمان به دست می آورد را پوشش می دهند. معیارهای توامند ساز عبارتند از:
1- رهبری (Leadership) 
2- راهبرد (Strategy
3- کارکنان(People
4- شراکت ها و منابع(Partnerships&Resources
5- فرآیندها، محصولات و خدمات(Processes,Products&Services)
نتایح عبارتند از:
1- نتایج کارکنان(People Results) 
2- نتایج خریدار(Customer Results
3-نتایج جامعه(Society Results
4- نتایج کلیدی(Key Results) 


TQM چیست؟
تاريخچه: اين دانش كه اكنون چنددهه‌اي بيش نيست كه به عنوان يك حوزه علمي مستقل مطرح شده، گواه آن است كه سرآغازتوسعه و گسترش فعاليت‌هاي كنترل كيفيت به صورت حاضر در اوايل قرن بيستم بوده است .
 كنترل كيفيتبه عنواناستفاده از فنون و دستور‌العمل‌هايي براي دستيابي به بهبود كيفي در زمينه توليدكالاها يا ارائه خدمات شناخته مي‌شود، كه در راستاي اين هدف به صورت ساده تشخيص وشناسايي، آناليز و بررسي، و در گام بعدي اقدام به حل نقص و كاستي محصولات و خدمات اهميت اساسي خواهد داشت.
الف - مفهوم و فلسفه مديريت كيفيت جامع: سازمان بهره‌وري آسيامدل مديريت كيفيت جامع را روش متفاوت در نحوه نگرش به شيوه مديريت تعريف مي‌نمايد كه يك نوع فرهنگ مشاركتي را توسعه مي‌بخشد كه هر يك از كاركنان مي‌تواننددر تصميم‌گيري‌ها حضور داشته باشند، به عبارت ديگر مديريت كيفيت فراگير، يكاستراتژي سازماني است كه از طريق به‌كارگيري روش‌هاي كيفي، خدمات و توليدات باكيفيتبالا به مشتريان ارائه مي‌كند. فلسفه آن نيز، ايجاد فرهنگي است كه به وسيله آن به طور مداوم، سازماندهي كار با نگرش برآورده ساختن نيازهاي متغير و متنوع مشتريان بهبود يابد.
ب - اهداف مديريت كيفيت جامع:مديريت كيفيت فراگير، در پي اهداف و چشم‌اندازهاي بسياري است كه چند نمونه از اين اهداف بهطور شاخص عبارتند از:
1-جلب رضايت كامل مشتري با كم‌ترين هزينه
2-درگيركردن همه كاركنان با هدف حذف خطاها و جلوگيري از ضايعات و در نتيجه انگيزش بهترآنها
3-حفظ كيفيت و بهبود مستمر
4-طراحي و انتخاب فناوري و فرآيندهايمناسب توليد
5-آموزش عيني كيفيت
6-اندازه‌گيري كار
7-توجه به نقطهبهينه هزينه‌هاي چرخه حيات
8- بهره‌وري و ارزش افزوده بيشتر
9-استانداردهاي بالاتر
10- سيستم‌ها و رويه هاي بهبوديافته
ج - نقش مديريت كيفيت جامع:از ميان نقش‌هاي متعددي كه براي مديريت كيفيت فراگير مطرح مي‌شوند،نقش‌هاي ذيل قابل توجه است:
1- دگرگوني روابط ميان كارگر و كارفرما و توجه به توسعه اقتصادي
2-حذف نگرش بازنده بودن يكي از طرفين (كارفرما يا كارگر) در مكانيزم مشاركت و جايگزيني استراتژي برد-برددر سازمان
3-در آموزش سازمان‌هاي دانش‌آفرين موثر است
4- به علت خاصيت بحران‌يابي بهپيشگيري از بروز بحران به شكل جدي و عملياتي ياري مي‌رساند
5-با ايجاد مفاهيم كلي باعث بهبود مداوم در يك سازمان مي‌شود
6-به‌كارگيري مكانيزم تبديل تهديدها به فرصت‌ها براي جذب مشتري از طريق رعايت حرمت اخلاق سازماني در رفتار با مشتريان كه سبب حسن شهرت سازمان مي‌گردد.
د- اجزا و ابزار مديريت كيفيت:براي اين مفهوم سه جزء (محور) در نظر گرفته شده است: 1- مشتري، به عنوان عامل اصلي تعيين‌كننده كيفيت مشتري‌گرايي. 2- كارگروهي به عنوانوسيله‌اي براي يكپارچگي و انسجام اهداف. 3- يك نگرش علمي تصميم‌گيري بر اساس جمع‌آوري و تحليل‌ داده‌ها.
وابزارهاي لازم براي به كارگيري مديريت كيفيت فراگير،عبارتند از: 1- آموزش 2- ساختار كيفي 3-كنترلآماري
ه- زمينه‌سازهاي مديريت كيفيت جامع:برخي از اين پيش‌زمينه‌ها از اينقراراند:
1- نيازهاي فزاينده مشتريان سازمان
2- بهبود وجهه سازمان
3- بالا بردن روحيه كاركنان
4-افزايش سهم بازار
5- حل مسائل پيش از آنكه بهوقوع بحران بيانجامد
6- افزايش سود و منافع
7- بهبود توليد كالاها و ارائه خدمات
و- موانع اجرايي مديريت كيفيت جامع:با وجود تمام محاسني كه درباره TQM بر شمرديم، مسير اجراي آن باموانعي همراه است كه چند نمونه از آنها عبارتند از:
1-كمبود يا نبود تعهد در مديريت به ويژه مديريت عالي
2- فقدان سبك مديريتيواحد
3- كمبود يا فقدان اعتماد به نفس در زمينه اجرا و پياده‌سازي اينرويكرد
4- بيم از انعطاف‌پذيري
5- كمبود ارتباطات اثربخش
6- ترس ازايجاد تحول يا فقدان توانايي ايجاد تحول در سازمان و مديريت تحول
ز- علل ناكامي مديريت كيفيت جامع:به‌رغم تمامي نقاط قوتي كه براي اين روش شمرده شده است، به دلايلي ازسوي برخي از سازمان‌ها مورد استقبال قرار نمي گيرد برخي از اين علل عبارتنداز:
1- تغييرات فرهنگي: بدون پيش‌زمينه تغييرات فردي و نبود يك رهبر كه اين تحولات راراهبري نمايد قابل حصول نمي‌باشد.
2- چالش‌هاي دولتي: سازمان هاي دولتي به دلايل مختلف تغييرات بنيادين را در عملهمراهي نمي‌كنند.
3-اهداف استراتژيك: سازمان‌هاغالبا در گام اول تبيين استراتژي‌ پياده كردن رويكردهاي TQM در فرآيندهاي سازمان بيراهه مي روند.


 
تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1393-11-20 11:12        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ